بذار راجع بهش فکر کنم

کامنت : 0
نویسنده:

امیر رضا دهقان

این مشکل (میخوام راجع بهش فکر کنم) رو چطور باهاش سر و کله میزنید؟ وقتی که مشتری بهتون میگه راجع بهش مشور کنم بعدا تماس میگیرم. اما هیچوقت دیگه سرو کله شون پیدا نمیشه. برام این پایین کامنت کنید.

توی یه ویدیوی قبلتر براتون گفتم وقتی مشتری چنین حرفی رو میزنه در پایان مکالمه چی باید به بگید. میتونید روی ویدیوش این بالا کلیک کنید و ببینیدش. امروز میخوام یه چیز یه خورده متفاوت تر رو درس بدم.

میخوام بهتون بگم چطور قبل؛ در حین و بعد از مکالمه رو هندل کنید. امروز بهتون آموزش میدم که چطور ازش پیشگیری کنید تا هیچوقت کارتون به این جمله نرسه. تا نیازی نباشه این مشکل رو هندل کنید

اول بیاید در مورد ابتدای مکالمه حرف بزنیم .اینکه چطور تماس برقرار می کنید خیلی مهمه. اگر دنبال مشتری بدوئید یا اگر از روشهای معمولی فروش استفاده کنید برای مشتری خیلی راحته که برسه به اونجایی که بگه میخوام راجع بهش فکر کنم. چیزی که در واقع داره میگه اینه که فکر نمیکنم راه حلی برای مشکل من داشته باشی. یا اینکه میگه من نمیتونم بهت اعتماد کنم. میترسه وارد عمل بشه.

اما در ابتدا چطور تماس رو برقرار میکنید؟ اونها بهتون زنگ میزنن یا شما به اونها زنگ میزنید؟ اینجا تفاوت خیلی بزرگی قرار داره. ابتدای مکالمه باید (دستور جلسه) رو بچینید.

فرقی نمیکنه رو در رو هستید یا پشت تلفن. مثلا میگید جناب مشتری ما امروز داریم حرف میزنیم با هم تا ببینیم چطور میتونیم مشکل شما رو حل کنیم... یا چطور کسب و کار شما رو ببریم به مرحله ی بعد... قبل از اینکه صحبتمون جلو بره میتونم ازتون چندتا سوال بپرسم؟ مشتری میگه حتما. بعد شما میگید پایان این مکالمه شما میتونید ۳ تا حرف به من بزنید (۱) ممکنه بگید خیلی عالیه بیاید با هم همکاری کنیم. این خیلی خوبه چون میتونیم با هم کار کنیم و به شما کمک کنیم. دومین (۲) چیزی که میتونید به من بگید؛ نه هست. از نظر من کاملا اوکی هست که بهم بگید نه. مناسب نبود میتونید بهم بگید نه.

سومین (۳) حرفی که میشه به من بزنید اینه که میخوام راجع بهش فکر کنم. من اصلا دلم نمیخواد این رو بهم بگید. چون این معنیش همون نه هست فقط یه خورده مودبانه ترش کردید. بنابر این میتونیم همین اول یه قراری بذاریم که شما به من یا بگید آره یا بگید نه. اما نگید میخوام راجع بهش فکر کنم؟ بوووم... چهارچوب مشخص شد. دستور جلسه مشخص شد. دیگه هم لازم نیست آخر جلسه یا تماس بدویید دنبال طرف. اگر دیدید همون اول مقاومت کردن خیلی راجه بهشون میگید چرا همین الان یک مقدار اطلاعات براتون نفرستم؟ هروقت آماده بودید میتونیم با هم حرف بزنیم. اونوقت میتونید براش کیس استادی بفرستید... سند و مدرک بفرستید یا هر چی... خود من تا وقتی مطمئن نباشم یک مشتری تایید صلاحیت شده؛ باهاش حرف نمیزنم. اونها باید از قبل تایید صلاحیت شده باشن و علاقه نشون داده باشن به چیزی که میخوام بهشون پیشنهاد بدم. چرا باید وقتم رو تلف کنم؟ (همون زمان رو میتونید با یه مخاطب تایید صلاحیت شده بگذرونید.) همون اول دارید به مشتری میگید اگر میخوای با هم کار کنیم عالیه. اگر نمیخوای با هم کار کنیم اشکال نداره. اما وقت همدیگه رو نباید تلف کنیم. من و شما جقتمون سرمون به کسب و کاره. شما پول داری من راه حل دارم. به این میگن تبادل. اگر میخوای پولت برای خودت بمونه اوکیه اما مشکلت رو هم باید کنارش نگه داری. باید اینجوری انجامش بدید. دفعه بعد انجامش بدید و ببینید چطوری مردم واکنش نشون میدن.

بعد برام کامنت بذارید و بگید این تکنیک چقدر براتون کار کرد

نظرات
ارسال نظر
رایگان
سایر مطالب
گردش پول